احمد طالبی نژاد مطرح کرد:

فیلم اویختگی نمایشگر نسلی در امتداد هامون است

فیلم اویختگی نمایشگر نسلی  در امتداد هامون است
واژه آویختگی که اصلا مانوس نیست و تا حد زیادی مخاطب پران نیز هست ، اشاره به همین مضمون دارد . نسلی در تداوم نسل هامون که نمی دانند " به کجای این شب تیره بیاویزند قبای ژنده و کپک زده خود را" . البه قیاس صرفا مضمونی است و نه ساختاری .

جوانی به نام امیر که با مادرش زندگی می کند ، دلبسته زن جوانی است به نام یلدا . امیر شغل مناسبی ندارد و چوان دچار  اعتیاد است ، از خانه بیرون زده و با دوستان نا اهل خود در کوچه و خیابان روزگار می گذراند . یلدا که بازیگر تئاتر است و در حال انجام واپسین تمرین ها در نمایشی اثر شکسپیر  ، به تازگی از یک ازدواج بد فرجام رها شده، شرط پذیرش عشق امیر را رهایی او از چنگال اعتیاد اعلام می کند. امیر که به شدت دلبسته اوست بار ها قول داده وعهد بسته که این را انجام دهد اما، نتوانسته است . او که در آستانه سقوط روحی و روانی قرار گرفته تصمیم خطرناکی می گیرد .

به شهادت صدا ها مطلبی که تاکنون نگاشته ام، همواره هم و غمم بر دفاع از تجربه ها نو در سینما بوده و دفاع از جوانان سینماگر را – به این شرط که اصیل باشند و نه مقلد- وظیفه خود دانسته و می دانم . اخیرا به دعوت فیلمساز جوانی به تماشای نخستین فیلم بلندش که در گروه هنر و تجربه اکران شده  نشستم وبسیار امیدوارانه سالن را ترک کردم  . فیلم آویختگی نخستین تجربه بلند مهدی رضایی با موضوعی تکراری – اعتیاد جوانان و بلایای جانبی اش – همچون دیگر آثار فیلم اولی ها - که دیگر تبددیل به ژانر غالب در سینمایی این سال ها شده،- ، یک فیلم نیمه تجربی است. نیمه دیگر فیلم کم و بیش متعارف و معمولی است . اما نیم تجربی اش بر می گردد به حاشیه هایی از جمله رپ خوانی مردی که ابتدا او را نمی شناسیم و در کلامش اشارات متعددی به لکو موتیو می شود . یا همخوانی  گروهی از جوانان الاف با خوشباشی های افراطی از الکل و مواد مخدر گرفته تا ...وهمگی  در استانه اضمحلال. و البته همراه با تک سکانس  های فرمالیستی - مثل رقص دسته جمعی جوانان خیابانی -  برای کاستن از ملال ناشی از موضوع و مضمون  فیلم  . با این هدف که اشاره ای به بیهودگی و آویختگی هایی باشد که نسل امروز ما را در چنبره خود گرفته است . نوعی هشدار و تبذیر برای خود و خانوده هایشان .همه این حاشیه ها در واقع بخشی از فرم نامتعارف فیلم را شکل می دهند.  واژه آویختگی که اصلا مانوس نیست و تا حد زیادی مخاطب پران نیز هست ، اشاره به همین مضمون دارد . نسلی در تداوم نسل هامون که نمی دانند " به کجای این شب تیره بیاویزند قبای ژنده و کپک زده خود را" . البه قیاس صرفا مضمونی است و نه ساختاری . اگر چه فیلم به حکم موضوعش اغلب در فضای داخلی صحنه و محل تمرین تئاتر گرفته شده ؛ ولی تنوع فضا و مکان خوبی دارد و تماشاگر را همچون برخی ساخته های تجربی، دچار خستگی نمی کند؛ بلکه پرداخت ساده و روانی دارد و اجرای زنده اش همدلی نسبی خوبی در مخاطبانش ایجاد می کند . شخصیت اصلی فیلم یک زوج بلا تکلیفند .  امیر،جوانی از یک خانواده متوسط – مادرش مربی رانندگی است – و یلدا  نیز یک زن جوان شهرستانی که به عشق بازیگری به تهران آمده و با خواهرش در یک خانه کوچک زندگی می کنند و قرار است از طریق بازیگری در تئاتر روزگار بگذراند . اما چرخ زندگی مشترکشان  هنوز آغاز نشده ،نمی چرخد .امیر  به شکل معصومانه ای نمی تواند از اعتیادش دست بکشد و دختر نیز به شرح ایضا همه زندگیش را وابسته به عشقش تئاتر کرده است . پسر بار ها به معشوق قول داده برود" توی ترک" اما نمی تواند در مقابل وسوسه دوستان ناباب پایداری کند . او ابتدا سر به خیابان می گذارد و سپس به فکر مرگ خود خواسته می افتد و از بالای یک پل پیاده رو به درون زندگی نکبتی خود شیرجه می رود . یک جور پایان تلخ اما واقعی . وقتی کسی نتواند در مقابل دشواری های زندگی ایستادگی کند، بهتر آنست که ... آویختگی چنان که اشاره شد یک اثر تجربی کامل و متقاعد کننده نیست .شکل و شمایلش میان سینما و تئاتر " آویخته " است . گاه این و گاه آن غلبه می کنند و به همین دلیل فقدان عنصری که نامش انسجام است درش مشهود است . سابقه تئاتری سازنده اش از لا به لای درام اصلی تتق می زند و یک دستی اش را مخدوش می کند .به همین دلیل درام فیلم گرمای لازم را پیدا نکرده و به قول معروف یقه مخاطبش را نمی چسبد . گاهی مخاطب نسبت به آنچه روی پرده می گذرد، بی تفاوت می ماند . مثلا هنگامی که در پایان فیلم متوجه می شویم مرد رپ خوان که در ابتدا  تنها نما های متوسط از بالا تنه اش کادر را پر می کند، همان پدر امیر است که راننده لوکوموتیو بوده و در تصادفی هر دو دست خود را از دست داده، تکان و شوک مورد انتظار بر مخاطب وارد نمی شود .چون برای ایجاد این تکانه زمینه سازی لازم ایجاد نشده است. پدر پس از درمان از سر درد به تریاک پناه برده و چون دست نداشته پسرکش عملیات مصرف را برایش انجام می داده و از کودکی با دود و دم محشور بوده و خب طبیعی است که به راحتی نتواند از شر این بلا خلاص شود .اصل ماجرا  زمینه سازی خوبی است برای بیان دلایل گراش به اعتیاد امیر. ولی، این عنصر تراژیک آنقدر ها که لازم، عمل نیامده و نیاز به پیش شرط های های بیشتری داشته است . با  همه این کاستی های طبیعی نه تنها از آینده مهدی رضایی در سینما نا امید نیستم، بلکه تصور می کنم با توجه به تجربه های تئاتری و دانسته هایش ، آینده خوبی در انتظار اوست .

نویسنده احمد طالبی نژاد
منبع : ماهنامه فیلم امروز 


مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، به عنوان زیر مجموعه سازمان سینمایی وزارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از تهیه کنندگان و فیلمسازان این حوزه که علاقمند به حضور در اکران فیلم‌های هنری و تجربی در قالب «گروه سینمایی هنر و تجربه» دعوت می‌نماید. نمایش‌های سینمایی هنر و تجربه برنامه‌ای جامع برای عرضه فیلم‌های ارزشمند و غیرتجاری است که نمایش آنها می‌تواند افقهای جدیدی در دیدگاه سینمایی پیشنهاد کند و برای توسعه زبان سینما دست به تجربیات در شیوه‌های بیانی بزند و به ارتقای دانش سینمایی تماشاگران و ارتقای کیفیت هنری سینمای ایران کمک کند.
نشانی: خیابان ولی عصر ، بالاتر از پارک ساعی ، نرسیده به توانیر نبش کوچه لنکران(احتشام سابق) ، طبقه سوم
کدپستی : 1434843619 - تلفن : 02188673281 - 02188673280